دکتر زندگی دکتر زندگی خانواده، عشق، تحول، موفقیت صابر خطيری صابر خطيری
صفحه اصلی / ز مثل زندگی / اشعار زندگی بخش

اشعار زندگی بخش

نادانی شان ضامن ناندانی شان است

نادانی شان ضامن ناندانی شان است - دکتر زندگی

انکار مکن طلعت پیشانی خود را پنهان مکن ای پیر مسلمانی خود را من از تو به ایمان تو مومن ترم ای مرد کوتاه مکن سجده ی طولانی خود را بگذار که با زلف تو خلوت کنم ای پیر باید به یکی گفت پریشانی خود را بگذار که بیرون بکشم …

بیشتر بخوانید...

خودش تنهاست ولی گفته تو رو تنها نمیذاره

خودش تنهاست ولی گفته تو رو تنها نمیذاره - دکتر زندگی

تو رو سی شب، تو رو سی سال توو تنهایی صدا کردیم تمام روزه هامونو با لبخند تو وا کردیم تو رو داشتن واسم بسه من این احساسو میدونم تو می خندی و با یادت نماز عید می خونم منی که با تو از دنیای فانی بی خبر میشم اگه …

بیشتر بخوانید...

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی - دکتر زندگی

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی مولوی پیام نوروز این است، دوست داشته باش و زندگی کن، زمان همیشه از آن تو نیست. نوروز ۱۳۹۶ پیشاپیش …

بیشتر بخوانید...

دلم می گیرد از دل های سنگی

دلم می گیرد از دل های سنگی - دکتر زندگی

دلم می گیرد از این شهر گاهی که شب هایش ندارد هیچ ماهی از این شهر پر از نیرنگ و افسون که رنگی نیست جز رنگ سیاهی همه درگیر شک و بددلی ها نه جای اعتمادی، تکیه گاهی دلم می گیرد از دل های سنگی نه حق گریه داری و …

بیشتر بخوانید...

با امواج چشمانت امروزت را قلم بزن

آرام که باشی باز هم در دلت غوغایی ست، چشمهایت را می بندی که دلت را نبینند، باز هم آرام نمی شوی، دنیایت خراب است، تمام عشقت را با ضرب آهنگِ سازت می سرایی غزلهایت مَسخ پریشانی دلت شده اند و قصیده هایت تکرار آفرینشِ اشکهایت، شعرهایت بوی نا گرفته …

بیشتر بخوانید...

دنیا بدون عشق چه دنیای مضحکی‌ ست

در سرزمین من زنی از جنس آه نیست این یک حقیقت است که در برکه ماه نیست این یک حقیقت است که در هفت شهر عشق دیگر دلی برای سفر رو به راه نیست راندند مردم از دل پر کینه، عشق را گفتند: جای مست در این خانقاه نیست دنیا …

بیشتر بخوانید...

هیزم دل را بسوزان

هیزم دل را بسوزان عشق نابی چاق کن باش شیرینم مرا فرهاد خود اطلاق کن کور راهم، نور باش این ظلمتِ وامانده را باقی این راه را در چشم من اُطراق کن موسمِ تنهایی ام تب داردو سوزان شده حالِ این فصلِ مرا با بودنت ییلاق کن در دلت تاسیس …

بیشتر بخوانید...