دکتر زندگی دکتر زندگی خانواده، عشق، تحول، موفقیت صابر خطيری صابر خطيری
صفحه اصلی / ز مثل زندگی / مهارت های زندگی

مهارت های زندگی

برای ادامه خویش…

برای ادامه خویش... - دکتر زندگی

مرا ” قفس” خلق کرده اند که بَرده ی درونم را اینگونه سراسیمه بجنگ دعوت کنند! تا این بلاتکلیفِ پیر مدام کنکاش کند هر آنچه دور و هر آنچه بعید را… مرا ” مرداب ” آفریده اند که تاریکی حبس تنم باشد تا شاید درختانِ در من به ارتفاعِ عمیقِ …

بیشتر بخوانید...

فروردین مهربان لطفا بهار نکویی برای مان باش

فروردین مهربان لطفا بهار نکویی برای مان باش - دکتر زندگی

دیوانه ی شهر امروز آرام گرفته بود. از ظهر تا به حال که دیدمش دلم پیشش جا مانده است. همیشه بی خیال همه جا، وسط خیابان راه می رفت، آواز می خواند، فحاشی می کرد و با صدای بلند می خندید. امروز اما با همه ی روزهایش فرق می کرد. …

بیشتر بخوانید...

اینجا آدم بزرگ ها حواسشان خیلی پَرت است

اینجا آدم بزرگ ها حواسشان خیلی پَرت است - دکتر زندگی

آمدند، ماندند، صدای نفس هایشان اذیتمان کرد. به دلهایمان نچسبیدند. به زور از دنیایمان بیرونشان کردیم آدم بدِ  یِ قصّه یشان شدیم اما ما بد نبودیم. آمدند، قدم زدند، مدتی بعد رفتند. دلهایمان برایشان تنگ شد. از دور برایشان مُردیم اما نداشتیمشان. آن ها آدم های بدی نبودند فقط شاید صدای نفس هایمان اذیتشان می کرد. می خواهم این را بگویم که دنیا جای …

بیشتر بخوانید...

ما نیامده‌ ایم که بود و نبودمان هیچ تأثیری بر جامعه و بر آینده نداشته باشد

ما نیامده‌ ایم که بود و نبودمان هیچ تأثیری بر جامعه و بر آینده نداشته باشد - دکتر زندگی

چند خط زیر از کتاب ابوالمشاغل از زنده یاد نادر ابراهیمی انتخاب شده است که یکی از بهترین نوشته های اوست: روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره‌ اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: «آیا آن مرحوم را از نزدیک …

بیشتر بخوانید...

طبیب باهوش

در زمان‌ های قدیم دختری از روی اسب افتاد و لگنش از جا در رفت. پدرش هر طبیبی را که نزد او می‌ برد دختر اجازه نمی‌ داد کسی به بدنش دست بزند و هر چه به او می‌ گفتند طبیبان به‌ دلیل شغل خاصی که دارند محرم بیمارانشان هستند …

بیشتر بخوانید...

۱۰ روش مفید برای ورود شادی به زندگی تان

وقتی صحبت از شادی و نشاط به میان می آید، خیلی ها می گویند: “برو بابا دلت خوشه“! این شاه بیت ِ کلام کسانی است که فکر می کنند با وجود گرانی، ناهنجاری های اجتماعی و مشکلاتی مانند این دیگر شادی مفهومی ندارد! شاد بودن اما برخلاف تصور این افراد …

بیشتر بخوانید...

داستان گرگ و مرغ ماهی خوار

گرگی بره ای را کشت و مشغول خوردنش شد، در همین هنگام ناگهان یک تکه از استخوان بره در گلویش گیر کرد. گرگ شروع کرد به گریه و زاری کردن و سپس فریاد “کمک کمک” سر داد. مرغ ماهی خوار در آن لحظه سر رسید. گرگ به او گفت: اگر به من …

بیشتر بخوانید...

جنس ِ زیبایی

و آدمی همیشه در برابر هر آن چه نتواند توصیف کند، سکوت می کند. و آن گاه که چشم ها این جهان را می نگریست این همه زیبایی در یک قاب غیرعادی بود. و آن گاه که چشم ها می نگریست، سرنوشت ِ آدمی رقم خورد در یک قاب. هر یک …

بیشتر بخوانید...

راه های نرفته

به خودت فکر کن. به چند سال بعد، به صورتت. چروک هایی که هیچ کس به گردن نمی گیرد. شانه ات که اگر لرزید زیر سر کسی نباشد! به راه های نرفته، اشتباه های ریز و درشتت، همان هایی که مگر خودت، هیچ کس مقصر نیست. پیمانه ی زندگی ات …

بیشتر بخوانید...