دکتر زندگی دکتر زندگی خانواده، عشق، تحول، موفقیت صابر خطيری صابر خطيری

بچه‌های طلاق

امروزه جدایی بیش از پیش اتفاق می‌ افتد و این جدایی اغلب گریبانگیر بچه‌ ها نیز می‌ شود. پدر و مادری که متحمل جدایی می‌ شوند، نگران تأثیر آن بر فرزندشان هستند. برای فرزندان، جدایی پدر و مادر غمی جانکاه، پرفشار و پریشان‌ ساز است، چرا که نمی‌ دانند قرار است زندگی‌ شان چگونه پیش رود. بنابراین به‌ نوعی به فرزندان نشان دهید که قادرید برایش محیطی امن فراهم کنید. برای این‌ که در پذیرش واقعیت به فرزند‌تان کمک کنید، بهتر است شکیبایی به‌ خرج دهید و برایش گوشی شنوا داشته باشید. تا او به‌ تدریج، یاد بگیرد چگونه خود را به محیط جدید عادت دهد. سعی کنید برای فرزندتان همان شرایط معمول را فراهم آورید تا او احساس کند می‌ تواند به شما اعتماد و اتکا داشته باشد. در ضمن، به او امکان ‌دهید هر از گاهی نیز با والد غایب دیدار کند. چنین نقشی هر چند دشوار است، در کاهش فشارهای روحی به فرزند یاری می‌ رساند. بچه‌ ها دوست دارند از طریق تلفن یا نامه با والد غایب‌ شان در ارتباط باشند و از جزئیات کار، و حال و احوال‌ شان مطلع باشند. به‌ این‌ ترتیب، می‌ توانند احساس کنند که برای پدر و مادرشان جایگاهی دارند. جَدل یا نزاع پدر و مادر جدا شده یا نشده بر سر فرزند، موجب می‌ شود فرزند احساس کند مرتکب اشتباهی شده است و احساس گناه کند که بسیار مخرب است.

در حضور فرزندان دعوا نکنید.

فرزندان را در میانه ی نزاع‌ تان قرار ندهید و نگذارید احساس کنند باید بین شما دو نفر انتخاب کنند. فرزندان می‌ خواهند هم پدرشان را دوست داشته باشند و هم مادرشان. بنابراین اگر در این میان یکی از آن دو رفتاری حسد ورزانه یا سرشار از اندوه را بروز دهد، فرزند به‌ ناچار جانب یکی را بیش از دیگری می‌ گیرد. استفاده از فرزندان به‌ عنوان پیام‌ رسان، برای او بسیار دشوار است. ضمن اینکه آنان نمی‌ توانند تاب آورند که شنونده ی بدگویی‌ های یکی از دیگری باشند. زیرا ممکن است احساس کنند از او انتظار می‌ رود جانب گوینده ی آن سخنان، یا به‌ عبارتی، جانب مظلوم یا قربانی ماجرا را بگیرد. اما فرزند دوست دارد پدر و مادر، هر دو، بخشی از زندگی او باشند، حتی وقتی جدا از هم زندگی می‌کنند.

فرزند نباید پیغام‌ رسان ما بین پدر و مادر باشد

درباره ی علت جدایی‌ تان با فرزندان صداقت داشته باشید و حقیقت را به ایشان بگویید. فرزندان بخشی از زندگی خانواده‌ هستند و حق دارند که علت جدایی را بدانند. ساده و بی‌تکلف به آنان بگویید که: «نمی‌ توانیم زندگی مشترک را ادامه دهیم.» از ارائه‌ ی دلایل متعدد اجتناب ورزید زیرا مانع درک سریع‌ شان می‌ شود. اما به آنان بفهمانید هر چند از هم جدا می‌ شوید، دوست‌ شان دارید و ایشان پیوسته برای شما اهمیت دارند. برای جدایی‌ تان توضیحی مشخص در نظر بگیرید و همان را همیشه مد نظر داشته باشید. بهتر است پیش از وقوع جدایی، با فرزندان و در صورت امکان با حضور همسرتان حرف بزنید و نسبت به هم احترام داشته باشید. میزان اطلاعاتی را که می‌خواهید درباره ی جدایی به فرزندتان بدهید، به‌دقت بسنجید و انتخاب کنید. برای فرزندان کم‌ سن، نیازی به طرح جزئیات نیست، اما برای بزرگ‌ ترها می‌ توانید اطلاعات بیشتری بدهید. سعی کنید در حالی‌ که به فرزندان می‌ گویید تغییراتی در زندگی‌ شان پدید می‌ آید (به‌ طور مثال مدرسه، فعالیت‌ ها و…) آنان را یکباره با اطلاعات بمباران نکنید. آنچه بسیار اهمیت دارد این است که صرف‌ نظر از کم یا زیادی، اطلاعات تان درست و واقعی باشد. با حرف زدن درباره ی جدایی، با وجودی که کار دشواری است، می‌ توانید از فشار روحی حاصل از آن بکاهید.

نگذارید جدایی تا لحظات آخر به شکل راز باقی بماند

پس از جدایی چگونه به فرزندان کمک کنید؟

بهتر است بچه‌ ها احساساتشان را ابراز کنند و به‌ دقت به آنان گوش بسپارید و درصدد دفاع بر نیایید. به آنان اطمینان لازم را بدهید، ترس شان را کاهش دهید، سوء‌ تفاهمات را بر طرف کنید و عشق بی‌ قید و شرط‌ تان را به آنان ابراز کنید. باید بدانند که جدایی گناه آنان نبوده است. ممکن است فرزندان کم‌ سن در این اتفاق واکنش‌ های گوناگون نشان دهند، پرخاشگر شوند و خود را از جمع کنار بکشند یا گوشه‌ گیر شوند. اما فرزندان بزرگ‌ تر احساس اندوه زیاد و باختن می‌ کنند. بچه‌ های طلاق احساس خُسران دارند زیرا هم پدر و مادرشان را از دست می‌ دهند و هم زندگی آشنایی را که داشتند. بگذارید حرف‌ هایشان را بر زبان آورند و گوشی شنوا برایشان باشید. بگذارید احساساتشان را با هر نامی که می‌ خواهند ابراز کنند و تصور نکنند لازم است احساسات واقعی‌ شان را از شما پنهان کنند مبادا که آزرده شوید. اگر آنان مجبور شوند احساساتشان را سرکوب کنند، با دوران دشوارتری مواجه خواهید بود. احساساتشان را تأیید کنید زیرا حتی اگر نتوانید آن‌ها را سر و سامان دهید، می‌ توانید نشان دهید که درکشان می‌ کنید.

برخی بچه‌ ها با جدایی پدر و مادر، مشکلات کمی را تجربه می‌ کنند و برخی دورانی بسیار دشوار. البته مشکلات عاطفی امری طبیعی است، اما گذشت زمان، مهر و محبت و ایجاد اطمینان به آنان کمک می‌ کند که شفا یابند. اگر بچه‌ ها گرفتار خشم، رنجش، اضطراب و کمی افسردگی باشند، هر چند پس از تجربه‌ ی جدایی طبیعی است، و کمی زمان می‌ خواهد که بر طرف شود، چنانچه ادامه یافت، نشانه‌ ای است که این حالات نهادینه شده و لازم است از کمکی افزون‌ تر بهره جست. مشکلات خوابیدن، عدم تمرکز، مشکلات تحصیلی، اعتیاد، خود زنی، اختلال خوردن، خشم به شکل انفجاری، کناره‌ گیری از عزیزان و اجتناب از انجام کارهای مورد علاقه نیز از این دست هستند. در چنین شرایطی لازم است با پزشک متخصص و مشاور تماس بگیرید.

ممکن است فرزندتان روزی علت جدایی شما را درک کند، اما روز بعد دچار سردرگمی شود. در چنین موقعیتی شکیبایی به‌ خرج دهید. لازم است پیوسته آنان را متقاعد و تفهیم کنید که دوست‌ شان دارید و آنان مسئول جدایی‌ تان نیستند.

در زندگی فرزندتان حضوری فعال داشته باشید

با در آغوش گرفتن، نوازش کردن، یا در مجاورت‌ شان بودن، نزدیکی و صمیمیت خود را به ایشان نشان دهید. بگذارید فرزندتان بداند با وجود اتفاقی به نام جدایی یا طلاق، همچنان همان حس و حال را نسبت به او دارید و برایش قابل دسترسی هستید، حتی اگر با او زندگی نمی‌کنید.

از فرزندتان به‌عنوان اسلحه یا گروگان برضد همسرتان بهره‌ کشی نکنید

برای این‌ که فرزندان، بهتر با جدایی کنار بیایند، خوب است برنامه‌ ای مشخص داشته باشند. به این معنی که با برنامه‌های منظم و معمول روزانه، آسوده‌تر و مستحکم‌ تر شوند. بدانند وقتی به خانه می‌ آیند، مانند گذشته، زمان خوردن، انجام تکلیف، استحمام و… وجود دارد، در نتیجه احساس آرامش بیشتری می‌ یابند. ضمن اینکه به قانونمندی نیز عادت می‌ کنند. همچنین انضباط و پاداش را نیز از خاطر نبرید. جدایی از همسر به معنی این نیست که فرزندان باید بدون محدودیت باشند یا پیرو قاعده و قانون نباشند.

در این راستا، نکته‌ی حائز اهمیت دیگر، توجه پدر و مادر به سلامت جسم و روح خود است. لازم است پیش از اینکه به فکر فرزندان باشند، اهمیت وجود خود را نیز مد نظر داشته باشند. زیرا پدر یا مادر در صورتی که تندرست باشند می‌ توانند برای فرزند مفید باشند. با ورزش و خوراک مناسب، ملاقات با دوستان و یاران، و توجه به احساسات، افکار و حالاتتان، می‌ توانید گذشت زمان را برای خودتان مفید و مؤثر کنید. هرگز در اوضاع و احوالی نا به‌ سامان، احساساتتان را بر سر فرزندان خالی نکنید؛ فرزندان را مانند دوستانتان ندانید که برایشان درد دل کنید.

نباید جایگاه فرزندان با والدین عوض شود

سعی کنید به زندگی‌ خود و فرزندتان شور و خنده بیاورید تا از اندوه و خشم و فشارها بکاهید. اگر احساس خشم، ترس، اندوه، خجالت، یا گناه دارید، از مشاور کمک بگیرید.

درباره‌ ی جزئیات نازیبا با فرزندان حرف نزنید. اگر گفتنی‌ های خوب وجود ندارد، سخن گفتن را فراموش کنید. ادب و نزاکت با همسرتان را رعایت کنید چون به فرزندتان درس می‌ دهید و همسرتان نیز چنین خواهد کرد. نقاط قوت اعضای خانواده را پر رنگ جلوه دهید، و فرزندان را نیز به چنین الگویی تشویق کنید.

جدایی فرایندی است پیچیده که هر نوع دردی را موجب می‌ شود. برای فرزندان بیش از هر چیز مهم است که بتوانند زمانی را با پدر و مادرشان سپری کنند. هیچ‌ گاه عشق و محبت، زمان و توجهی را که باید صرف آنان کنید، با خریدن هدیه جبران نکنید.

سعی کنید  تغییرات ناشی از جدایی را به کمترین میزان برسانید

منبع: مجله راز، مینا اعظامی

درباره ی مجله راز

دو هفته نامه روانشناسی راز، از انتشارات نسل نو اندیش - مدیر مسئول: بیژن علیپور - حامی وب سایت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *