دکتر زندگی دکتر زندگی خانواده، عشق، تحول، موفقیت صابر خطيری صابر خطيری

تازه ترین نوشته ها

روزها می روند و می آیند، من که بی تو نمی شوم آغاز

روزها می روند و می آیند، من که بی تو نمی شوم آغاز - دکتر زندگی

لحظه هایی که دستِ من دادی، از غروبش قرار می افتد آسمان هم که مثل من سرد است، از نگاهش بهار، می افتد روزها می روند و می آیند، من که بی تو نمی شوم آغاز دفتر خاطراتِ من انگار در دلش انتظار می افتد سهم دوری دوباره قصه ی من، …

بیشتر بخوانید...

تصمیم ‎های خوب من(قسمت دوم) – کورِ خود و بینای دیگران نباشیم

تصمیم ‎های خوب من(قسمت دوم) - کورِ خود و بینای دیگران نباشیم - دکتر زندگی

خودکار را روی ورقه‌ ی امتحان گذاشته بودم و به پشتی صندلی تکیه داده بودم. گوش‌ هایم را تیز کردم تا بشنوم آقای ذاکر به دوستم چه می‌ گوید. حدود چهل‌ و پنج دقیقه از شروع امتحان می‌ گذشت و من به همه‌ ی سؤالات جواب داده بودم، اما بچه‌ …

بیشتر بخوانید...

من‌ که دربندم کجا؟ میدان آزادی کجا؟

من‌ که دربندم کجا؟ میدان آزادی کجا؟ - دکتر زندگی

غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبود من‌ که پیشانی نوشتم جز پریشانی نبود همدمی ما بین آدم‌ ها اگر می‌ یافتم آه من در سینه‌ ام یک عمر زندانی نبود دوستان رو به رو و دشمنانِ پشت سر هر چه بود آیین این مردم مسلمانی نبود خار چشم این …

بیشتر بخوانید...

کارهایی ساده ولی شادی آور

کارهایی ساده ولی شادی آور - دکتر زندگی

خودتان باشید، روح و روان و شخصیت تان را ویرایش نکنید. اجازه دهید همانگونه باشید که آفریده شده اید. هرگز سعی نکنید مطابق آنچه از دیگران می بینید خودتان را تغییر داده و شبیه دیگران کنید. شجاعت پیدا کنید که برای خودتان زندگی کنید و به فکر خودتان باشید. زمانی …

بیشتر بخوانید...

انگار من شعری باشم در یک روزنامه

انگار من شعری باشم در یک روزنامه - دکتر زندگی

یک بار هوس کردم مرا سر و ته بخوانی انگار من شعری باشم در یک روزنامه و تو آن زنی که می‌ خواهی کبودی‌ِ چشم‌ هایت را با روزنامه قایم کنی کامل‌ تر از این نمی‌ توانم اوضاعِ روحی‌ ام را برای تو شرح دهم حتا اگر خودم را به …

بیشتر بخوانید...

مروری بر مبتکران و کار‌آفرینان موفق جهان

مروری بر مبتکران و کار‌آفرینان موفق جهان - دکتر زندگی

«می‌ خوام مهندس کمیته بشم؛ آدمای بد رو بگیرم.» این جوابی است که یک پسربچه تقریبا هفت یا هشت ساله در پاسخ به عباس کیارستمی در «مشق شب» می‌ دهد. کیارستمی پرسیده: «بزرگ شدی می‌ خوای چی کاره بشی؟» سوالی آشنا که هر کسی در دوران کودکی حتما یک بار …

بیشتر بخوانید...

به من اقامت دائم بده در آغوشت

به من اقامت دائم بده در آغوشت - دکتر زندگی

شبانه رد شدم از مرزهای تن‌ پوشت به من اقامت دائم بده در آغوشت سیاه بخت تر از مویِ سر‌به‌زیرِ تو باد هر‌ آن کسی که سرش را نهاد بر دوشَت شبی ببوس در آیینه طلعتِ خود را که بیمِ روز مبادا شود فراموشت زمانِ خلق تو آهو بریده نافت …

بیشتر بخوانید...

ما نیامده‌ ایم که بود و نبودمان هیچ تأثیری بر جامعه و بر آینده نداشته باشد

ما نیامده‌ ایم که بود و نبودمان هیچ تأثیری بر جامعه و بر آینده نداشته باشد - دکتر زندگی

چند خط زیر از کتاب ابوالمشاغل از زنده یاد نادر ابراهیمی انتخاب شده است که یکی از بهترین نوشته های اوست: روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره‌ اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: «آیا آن مرحوم را از نزدیک …

بیشتر بخوانید...